من آن آیینه ای بودم که در من دیده بود او را
هزاران بار از لب های من بوسیده بود او را
لبش با من سخن می گفت قلبش با کسی دیگر
به ظاهر ریشه از من بود اما چیده بود او را
برایم هدیه می آورد عطری را که او می زد
و از پیراهن مظلوم من بوییده بود او را!
چرا دقت نمی کردم به آن دلواپسی هایش
میان حرف هایش بارها پرسیده بود او را
مرا نشکست...می دانید علت داشت این کارش
من آن آیینه ای بودم که در من دیده بود او را
#یاسر_قنبرلو
زمین خلاصهای از چشم آسمانی توست
غزل برآمده از بازیِ زبانی توست
نه اندونزی و ژاپن، نه بم، نه هائیتی
تکاندهندهترین صحنه، شعرخوانی توست
کمی نخند! کمی دور شو! کمی بد باش!
که هر چه میکشم از دست مهربانی توست
هرآنچه را بفروشم نمیرسد وســعــم
به خندهی تو که سوغات دامغانی توست
بلوغ زود رِسَم علّت کهولت نیست
اگر که پیر شدم مشکل از جوانی ِ تـوست
دو سال میگذرد من هنوز سربازم
وظیفهی شب و روزم ندیده بانی توست
#یاسر_قنبرلو
تو و این پرسه هایِ یک نفره
تو و این کوچه هایِ تکراری
شعرهایی برایِ ننوشتن
خوابگاهی برایِ بیداری
تو و این دوستان ِنامردت
تو و این شعرهایِ بی شاعر
تو و این کافه هایِ تنهایی
تو و این، خاک بر سرت یاسر !
کاش می مُردی و نمی دیدی
کاش چشمِ همه، بصیرت داشت
کاش افسانه هایِ کودکی ات
مثلِ حـــنانه ات، حــقیقت داشت
کاش دنیا همان دو روزی بود
که تو در رشت، گریه می کردی
هیچ فرقی نداشت دلتنگی
رفت و برگشت، گریه می کردی
زندگی کفـِّـه های اجبار است
یک ترازویِ مست و دیوانه
یک طرف، نفرت ِتو از دنیا
یک طرف، عشق ِ تو به حنانه
زندگی رویِ موجِ تکرار است
باز هم گریه، باز هم شانه
باز هم نفرتِ تو از دنیا
باز هم عشقِ تو به حنانه
صبر کن! تازه اول راه است
بـُــرد ِ تو از شکست می آید
یعنی آسان ز دست خواهد رفت
هر چه آسان بدست می آید
صبر کن، شب تمام خواهد شد
بعد از این روزهایِ بی تابی
می روی تویِ غـــارِ مـــردمـــکــــش
مثلِ اصحاب کهف می خوابی
کوه باش و بریز تویِ خودت
عشق باید به کوه تکیه کند
مرد باش و به درد عادت کن
چه کسی دیده مرد گریه کند !؟
قصه یِ عشق، از زمین که گذشت
از هوایی شدن هراسی نیست
پیش بینی نکن چه خواهد شد
عشق، مثلِ هواشناسی نیست
قصه یِ عشق و زندگی این است
پرسه در کوچه هایِ تکراری
شعرهایی برای ننوشتن
خوابگاهی برای بیداری
#یاسر_قنبرلو
قول دادی بروی باز که در یاد منی
عهد و پیمان دل من نیست که هی میشکنی
دلم از دوری و از حسرت دیدار پر است
دست من نیست ولی دست تو انگار پر است…
کشیده است به رسوایی و جنون کارم
میان جمع بگویم که دوستت دارم؟!
که دستگیریام ای عشق میکند آیا
خدا نکرده اگر از تو دست بردارم؟
گرفت بار غمت را به دوش هرکس، مرد
خبر دهید که من زنده زیر آوارم
مراقبم که مبادا تهی شوم از تو
قسم به چشم تو! در خواب نیز بیدارم
شبیه اسفندم بیقرار گریهٔ سیر
شب و غروب و سحر، صبح و ظهر میبارم
#مرتضی_امیری_اسفندقه
چهره ام را، قطره های اشک، پنهان می کند
رفتنت آخر مرا با خاک یکسان می کند
پیش هم بودیم و دردم کم نبود، اما گُلم
زندگی دور از تو دردم را دوچندان می کند
مرد با سختی و بدبختی به جایی می رسد
مرد را یک لحظه طوفان تو ویران می کند
عقل می گوید که شب ها موقع خوابیدن است
آدمی را عشق، شبگرد خیابان می کند
بس که قلبم پشت پا از درد دوری می خورد
سینه ام را دوری ات قالی کرمان می کند
کافرم حتی به این دنیای بی وجدان ، ولی
عشقت این زندیق را آخر مسلمان می کند
#محسن_نظری
عاشقی هستم که نامم را به نان نفروختم
قهر پیران را به ناز صد جوان نفروختم
مثل بعضی ها برای عشق کم نگذاشتم
مثل بعضی ها محبت را گران نفروختم
آب و نانِ خشکِ بزمِ دوستانم را به این
سفره های رنگ رنگ دشمنان نفروختم
گرچه با کفتارها در یک قفس بودم ولی
شیر ماندم هیبتم را رایگان نفروختم
مرغ باغ ما شرف دارد به غاز دیگران
مرغ باغم را به غاز دیگران نفروختم
اسمانی کوچکم میخواست این دنیا ولی
من شکوهم را به نرخ این دکان نفروختم
آه ایرانم من آنکه اشک و بغض خویش را
به فریب پوچ لبخند جهان نفروختم
گربه ام* گرچه پر از زخم است اما هیچ وقت
گربه ام را به پلنگ دیگران نفروختم
#محمود_یوسفی
#جمهوری_اسلامی_ایران
من خود دلم از مهر تو لرزید، وگرنه
تیرم به خطا میرود اما به هدر نه!
دلخونشدهی وصلم و لبهای تو سرخ است
سرخ است ولی سرختر از خونجگر، نه
با هر که توانسته کنار آمده دنیا
با اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه!
بد خلقم و بد عهد، زبان بازم و مغرور
پشت سر من حرف زیاد است! مگرنه؟
یک بار به من قرعهی عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر... نه!
فاضل نظری
از کودکی دیوانه بودم، مادرم می گفت:
از شانه ام هر روز می چیده ست شب بویی
نام تو را می کَند روی میزها هر وقت
در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی
بیچاره آهویی که صید پنجه ی شیری است
بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی
اکنون ز تو با نا امیدی چشم می پوشم
اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی
آیینه خیلی هم نباید راست گو باشد
من مایه رنج تو هستم، راست می گویی
#فاضل_نظری
خدا برای چه یک روح با دو جسم سرشت
مرا برای جهنّم ، تو را برای بهشت
من و تو هردو به یک صورت آفریده شدیم
یکی در آیینه زیبا، یکی در آیینه زشت
گمان مکن که تو مختاری و جهان مجبور
که اختیار تو را هم خدا به جبر نوشت
اراده ای ست به گمراهی و هدایت ما
کدام معبد و مسجد؛ کدام دیر و کنشت؟!
اگر بناست بمانیم زیر این آوار
بگو دگر نگذاریم خشت بر سر خشت
فاضل نظری
گاهی خیال میکنم از من بریدهای
بهتر ز من برای دلت برگزیدهای
از خود سوال میکنم آیا چه کردهام
در فکر فرو میروم از من چه دیدهای
فرصت نمیدهی که کمی درد دل کنم
گویا از این نمونه مکرر شنیدهای
از من عبور میکنی و دم نمیزنی
تنها دلم خوش است که شاید ندیدهای
یک روز میرسد که در آغوش گیرمت
هرگز بعید نیست، خدا را چه دیدهای!
#قیصر_امین_پور
بی تفاوت می نشینیم از سر اجبار ها
مثل از نو دیدن صدباره ی اخبار ها
خانه هم از سردی دل های ما یخ میزند
در سکوت ما، صدا می آید از دیوار ها
هر شبم بی تابی و بی خوابی و بی حاصلی
حال و روزم را نمی فهمند جز شب کارها
دوستت دارم ولی دیگر نخواهم گفت چون
"دوستت دارم" شده قربانی تکرار ها
خنده های زورکی را خوب یادم داده ای
مهربان بودی ولیکن مثل مهماندارها !
گفت تا امروز دیدی من دلی را بشکنم؟!
بغض کردم خودخوری کردم نگفتم بارها...
سید تقی سیدی
من زنده بودم اما انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
ده سال دور و تنها، تنها به جرم این که
او سرسپرده می خواست، من دل سپرده بودم
ده سال می شد آری، در ذره ای بگنجم
از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم
در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد
گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم
وقتی غروب می شد، وقتی غروب می شد
کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم!
محمدعلی بهمنی
آدمیزادست دیگر دوست دارد دق کند
گاه گاهی گوشه ای بنشیند و هق هق کند
با خودش خلوت کند از دست بی کس بودنش
هی شکایت از خودش از خلق و از خالق کند
من شدم این روز ها خورشید سرگردان که حیف
در پی ات باید مکرر مغرب و مشرق کند
آنقدر با چشم هایت دلبری کردی که شیخ
جرات این را ندارد صحبت از منطق کند
حد بی انصاف بودن را رعایت کن برو
ماندن تو می تواند شهر را عاشق کند
کاش می شد کنج دنجی را شبی پیدا کنم
آدمیزادست دیگر دوست دارد دق کند
#شایان_مصلح
دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت
زندگی بعد تو بر هیچ کس آسان نگرفت
شمم افتاد به چشم تو ولی خیره نماند
شعلهای بود که لرزید ولی جان نگرفت
جز خودم هیچ کسی در غم تنهایی من
مثل فواره سر گریه به دامان نگرفت
دل به هر کس که رسیدیم سپردیم ولی
قصهء عاشقی ما سر و سامان نگرفت
هر چه در تجربهء عشق سرم خورد به سنگ
هیچ کس راه بر این رود خروشان نگرفت
مثل نوری که به سوی ابدیت جاریست
قصه ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت
فاضل نظری
به نام عشق که زیباترین سرآغاز است
هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است
جهان تمام شد و ماهپارههای زمین
هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است
هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت
که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است
پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق
کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است
به بام شاه و گدا مثل ابر میبارد
چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است
بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق
چرا که سنگ صبور است و محرم راز است
ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد
کبوتری که زیادی بلند پرواز است
سعید بیابانکی
تو خیلی ساده بودی، من نبودم
تو جاافتاده بودی، من نبودم
و معمولی ترین فرق من و تو
تو فوق العاده بودی، من نبودم
علی اکبر یاغی تبار
هرچند پیش روی تو غرق خجالتند
چشمان این غریبه فقط با تو راحتند
بانو به بی قراری شاعر ببخش اگر
این شعرها به حضرت چشمت جسارتند
آغوشت آشیانه ی گرم کبوتران
لبخندهات حس نجیب زیارتند
دور از نگاه سرد جهان...دست های من
با بافه های موی تو سرگرم خلوتند
دنیا سکوت های مرا ساده فکر کرد
از حرف دل پُرند اگر بی شکایتند
بی خواب کوچه گردی و بدخوابی ام نباش
دلشوره های هر شبم از روی عادتند
هی کوچه...کوچه...کوچه...به پایان نمی رسم
شب های سرد و ابری من بی نهایتند...
اصغر معاذی
پیله کردم به غمت، داغ تو پروانه نشد
یخ زدم هیچ کجا گرمی این خانه نشد
غصه خوردم همه گفتند که غم تجربه است
با غمت هیچ منی عاقل و فرزانه نشد
پر زدی رفتی و باغ از بر و رویم فهمید
آشیانی که فرو ریخت دگر لانه نشد
من و اندوه و شب و پنجره همخاطرهایم
غیر دیوار کسی بر سرمان شانه نشد
رفتی از اوج به هر حاشیه، کی فهمیدی
لعنتی قصه ی ما بود که افسانه نشد
من و لبخند، من و اشک، من و خاطرههات
هیچ کس مثل من از فکر تو دیوانه نشد
#مریم_صفری
از حس بغض ابرهای تیره سرشارم
قهرت کشیده خط باطل روی افکارم
من فکر می کردم که انسانی ولی انگار
باید از این خوش باوری ها دست بردارم
می لرزم از ترس همین که خانه ی دل را
ویران کنی، مدفون شوم در زیر آوارم
در حسرت تو جان دهم هرگز نفهمی که
یک عالمه درد دل از این روزها دارم
خیلی شبیه یک ربات آهنی هستی
از سردی دست تو گفتم، کردی انکارم
تقصیر من بوده از اول خواستم باشی
لعنت به من، لعنت به تو، لعنت به اصرارم
اصلا رهایم کن خیالی نیست می فهمی؟
چون جنس حوایم به این تبعید ناچارم
هرچند پر بغضم از این افسانه ی تقصیر
اشکی به روی شانه ات، آدم! نمی بارم
#مریم_صفری
برگرد که من تابِ دل تنگ ندارم
با حرف بیا حوصلهی جنگ ندارم
خیلی به سکوت دل خود کردهام عادت
اعصابِ سهتار و دف و آهنگ ندارم
درد است که جای هوس بوسهی داغت
بر روی لبم جز رژ پر رنگ ندارم
درگیر توأم منزجر از فلسفه و درک
بگذار بگویند که فرهنگ ندارم
از خانهی تو فاصله یک متر زیاد است
خب حق بده من طاقت فرسنگ ندارم
باید تو بیایی و بمانی که نمیرم
برعکس تو من جای دلم سنگ ندارم
#مریم_صفری
از بخت بدم شهره به شیرینی قندی!
ای کاش که لازم نشود باز بخندی
درگیر توام روز و شب و دلهره دارم
جز من نکند دل به کسی ساده ببندی
درگیر حسادت شده و درد کشیدم
هر بار گذر کرده ز کوی تو لوندی
با اینکه شنا هم بلدی! دلهره دارم
که غرق شوی! در شب گیسوی کمندی
آنقدر تو ماهی که ندارد عجب اینکه
هر کس که تو را خواست، رود رو به بلندی
یک روز کمی خوبی و یک روز کمی قهر
هر روز تو یک جور ز کارم گله مندی
من با تو نجنگیدم و هی جبهه گرفتی!!!
برگرد و ببین با دل خود چند به چندی؟؟؟
ای کاش بمیرم و نباشم که ببینم
دل راحت و بی دغدغه زین رابطه کندی...
#مریم_صفری
اصلا تو با لبخند، یک حال دگر داری
خیلی برای اعتقاداتم خطر داری
دست من از دنیات کوتاه است و میبخشم
پیمان فامیلی اگر هم با تبر داری
من توی آغوشت، کنارت، باز دلتنگم
بیخود نگو از حال و احوالم خبر داری
هرجا نگاهم میکنی، گم می کنم خود را
بیش از خیالت لعنتی جان، دردسر داری!
یخ میزنم وقتی که میخوانی درِ گوشم:
"کی میشود از این خجالت دست برداری؟"
گم میکنم خود را دوباره بین بازویت
لعنت به تو، خیلی کنار من جگر داری
من مست لبهایت دگر چیزی نمیفهمم
بیش از مسکّنهای مورفینی اثر داری
چیزی نمیخواهم من از تو غیر لبخندت
اصلا تو با لبخند، یک حال دگر داری
#مریم_صفری
وقت آن است که غمنامه به آخر برسد
مرهم زخم دلم بیخبر از در برسد
مرهم زخم دلم محرم اسرار مگوست
ترسم این است به داد کس دیگر برسد
دل من خون و دلش بیخبر، از لذت عشق
نه روا نیست به ما سهم برابر برسد
بعد یک عمر پر از حسرت گلبوسه چه سود
به مزار من اگر صد گل پرپر برسد
من و آغوش پر از مهرش و مرگ غم و درد
آخ اگر در بغلش عمر خودم سر برسد
#مریم_صفری
ای آن کسی که قدر خودت دوست داری ام
بعد از خودت بگو به چه کس می سپاری ام؟
وقتی تو نیستی که تسلّا دهی مرا ،
بعد از تو چیست فایده ی گریه زاری ام...؟
جز عکس مهربان تو ای جانِ رفته ام..
باور بکن به کار کسی نیست کاری ام ؛
من را همین نبودن تو پیر می کند ،
از بس که مبتلا به غم و بی قراری ام ؛
باید که از خدای خود امشب بگیرمت
من معتقد به ندبه و شب زنده داری ام !
آخر دوا و مرهم هر زخم دل بگو
بعد از خودت مرا به چه کس می سپاری ام؟
#مریم_صفری
آتش گرفته دست من از دست های تو
دیدی چقدر زود شدم مبتلای تو؟
آواز باد و نم نم باران و لحن گُل
چون نغمه ای خلاصه شده در صدای تو
وقتی حضور ماه نباشد، ستاره چیست؟
خاموش می کنم همه را در ازای تو!
وقتی لباس هم به تنت تنگ می شود
پس حق بده که این دل کوچک برای تو...
باید به دُورِ هر کس و هر چیز خط کشید
باید نفس کشید فقط در هوای تو
یک عُمر زندگی کن و آنگاه آخرش
با شوق حاضرم که بمیرم به جای تو
آتش بزن عزیز، تنورت همیشه گرم!
لطفاً قبول کن که بسوزم به پای تو!
#محمد_فرخ_طلب_فومنی
می تواند که تو را سخت زمینگیر کند
درد یک بغض اگر بین گلو گیر کند
آسمان بر سرم آوار شد آن لحظه که گفت
قسمت این است بنا نیست که تغییر کند
گفت امید به وصل من و تو نیست که نیست
قصد کردست که یک روزه مرا پیر کند
گفت دکتر: من و تو مشکلمان کم خونیست
خون دل میخورم ای کاش که تاثیر کند
در دو چشم تو نشستم به تماشای خودم
که مگر حال مرا چشم تو تصویر کند
خواب دیدم که شبی راهی قبرستانم
نکند خواب مرا داغ تو تعبیر کند
مشت بر آینه کوبیدم و گفتم شاید
بشود مثل تو را آینه تکثیر کند
#سیدتقی_سیدی
پیچیده خیال تو در این حول و حواشی
هرگز نشده رد بشوی عطر نپاشی🤭🤗
شبهای زیادیست به این پنجره وصلم
ای کاش شبی رهگذر کوچه تو باشی
وقتی که در آغوش توام، حس من این است
اسلامِ پناهنده در آغوش نجاشی
هر کس که مرا دید، ز رفتار تو پرسید
رسوا شدهام ساده به عشقت، منِ ناشی
از درد خبر داری و درگیر غروری
میمیری اگر اینهمه دلسنگ نباشی؟
#مریم_صفری
آن بار گران رفت و دگر یار شما نیست
دل کندنم این بار به اصرار شما نیست
من رود پریشان و تو دریای غروری
دیگر به سرم خواهش دیدار شما نیست
یا تاب دلم کم شده یا ظلم تو بسیار
چون طاقتم اندازه آزار شما نیست
سوزاندن و له کردن من عادتتان شد
این آدم دلسوخته سیگار شما نیست
بیهوده پیِ پنجرهای بودم و دیدم
یک روزنه سرتاسر دیوار شما نیست
یک جور از آوار تنم ساده گذشتی
انگار که ویرانی من کار شما نیست
پایان مرا خوب تماشا کن و خود را
مفروش به آن کس که خریدار شما نیست
#مهدی_جوینی
تو شاید! من ولی از یادِ تو غفلت نمیکردم
برایِ دوستی با غیرِ تو؛ رغبت نمیکردم
هزاران بار سویَت آمدم چون موج و برگشتم
برایِ گفتنِ حرفِ دلم جرأت نمیکردم
به جمعِ دردهایم؛ دردِ عشق افزوده کِی میشد؟
اگر آن روز در چشمانِ تو دقت نمیکردم
چنان در گیر وُ دارِ عشق افتادم؛ که بیاغراق
برایِ هیچ کارِ دیگری فرصت نمیکردم
از او با دیگران چیزی نمیگفتم ؛ من از غیرت
چنان دیوانهها ؛ جز با خودم صحبت نمیکردم
#محمد_عزیزی
مشخصات وب
لنگ لنگان میروم من با خر خود شاد شاد میزنم من حرف حق را، هرچه بادا هرچه باد!!!
پیوندها
آرشیو وب
- آبان ۱۴۰۵
- مهر ۱۴۰۵
- شهریور ۱۴۰۵
- مرداد ۱۴۰۵
- بهمن ۱۴۰۴
- دی ۱۴۰۴
- آذر ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۴
- مهر ۱۴۰۴
- شهریور ۱۴۰۴
- مرداد ۱۴۰۴
- تیر ۱۴۰۴
- خرداد ۱۴۰۴
- اردیبهشت ۱۴۰۴
- فروردین ۱۴۰۴
- اسفند ۱۴۰۳
- بهمن ۱۴۰۳
- دی ۱۴۰۳
- آذر ۱۴۰۳
- آبان ۱۴۰۳
- مهر ۱۴۰۳
- تیر ۱۴۰۳
- خرداد ۱۴۰۳
- اردیبهشت ۱۴۰۳
- فروردین ۱۴۰۳
- اسفند ۱۴۰۲
- بهمن ۱۴۰۲
- دی ۱۴۰۲
- آذر ۱۴۰۲
- آبان ۱۴۰۲
- مهر ۱۴۰۲
- مرداد ۱۴۰۲
- تیر ۱۴۰۲
- خرداد ۱۴۰۲
- اردیبهشت ۱۴۰۲
- فروردین ۱۴۰۲
- آرشيو
برچسب ها
- سید تقی سیدی (41)
- حسین زحمتکش (39)
- سجاد سامانی (30)
- فاضل نظری (29)
- سید سعید صاحب علم (23)
- کاظم بهمنی (18)
- یاسر قنبرلو (17)
- حامد عسکری (13)
- قیصر امین پور (11)
- حسین دهلوی (11)
- ناصر حامدی (10)
- محمد سلمانی (8)
- محمد عزیزی (8)
- مریم صفری (8)
- نجمه زارع (7)
- محمدعلی بهمنی (6)
- غلامرضا طریقی (6)
- رویا باقری (6)
- مجید ترکابادی (6)
- یدالله گودرزی (5)
- بهمن صباغ زاده (5)
- سعید بیابانکی (5)
- محمدحسن جمشیدی (5)
- محمدعلی نیکومنش (5)
- مهدی فرجی (4)
- عبدالحسین انصاری (4)
- علیرضا بدیع (4)
- سید حمیدرضا برقعی (4)
- مجید آژ (4)
- احسان افشاری (3)
- علی صفری (3)
- حامد ابراهیم پور (3)
- سیدتقی سیدی (3)
- حمیدرضا برقعی (3)
- هوشنگ ابتهاج (3)
- سید علی خامنه ای (3)
- دلتنگی (3)
- امید صباغ نو (3)
- اصغر معاذی (3)
- سجاد صفری اعظم (3)
- حمید روشنایی (2)
- فائزه امجدیان (2)
- خودم علیه السلام (2)
- مهدی رحمانی منشادی (2)
- روزبه بمانی (2)
- خاقانی (2)
- قاسم صرافان (2)
- حسین منزوی (2)
- محمد سعید میرزایی (2)
- پانته آ صفایی (2)
- فریدون مشیری (2)
- فروغ فرخزاد (2)
- امیدواری (2)
- مرتضی خدایگان (2)
- مریم قهرمانلو (2)
- سورنا جوکار (2)
- مجتبی سپید (2)
- رضا احسان پور (2)
- اعظم سعادتمند (2)
- فرامرز عرب عامری (2)
- مسلم محبی (2)
- مهدی عابدی (2)
- لاادری (2)
- علیرضا آذر (2)
- محمدرضا طاهری (2)
- جیحون یزدی (2)
- وحید پورداد (2)
- مهدی جوینی (1)
- احسان نصری (1)
- بنیامین دیلم کتولی (1)
- محسن آزادی (1)
- جواد منفرد (1)
- مسعود اصغرپور (1)
- محمد شریف (1)
- حسین شیردل (1)
- صادق فغانی (1)
- انسیه سادات هاشمی (1)
- پوریا شیرانی (1)
- مرضیه عاطفی (1)
- علی اصغر شیری (1)
- کبری موسوی قهفرخی (1)
- مهرداد بابایی (1)
- حسن اسحاقی (1)
- علی اکبر یاغی تبار (1)
- مرتضی امیری اسفندقه (1)
- حسن کردی (1)
- علی مظاهری (1)
- مجتبی خرسندی (1)
- الهام دیداریان (1)
- مهتاب یغما (1)
- محمد قریشی (1)
- سعید اصلانی (1)
- فاطمه سلیمان پور (1)
- محسن نظری (1)
- هادی قنبرزاده (1)
- اصغرمعاذی (1)
- محمدحسین ملکیان (1)
- آرزو نوری (1)
- سعید صاحب علم (1)
- شرف قزوینی (1)
- علی سلیمیان (1)
- سجاد رشیدی پور (1)
- جعفر مقیمیان (1)
- ارش شفاعی (1)
- محمد فرخ طلب فومنی (1)
- شایان مصلح (1)
- نفیسه سادات موسوی (1)
- سعید شیروانی (1)
- علی سید صالحی (1)
- افشین یداالهی (1)
- بیتا امیری (1)
- علی مقیمی (1)
- سجاد شهیدی (1)
- محمد مهدی ناصری (1)
- محمود یوسفی (1)
- مهساتیموری (1)
- یاسر_قنبرلو (1)
- سعید خاکسار (1)
- محمد_سلمانی (1)
- طاهره اباذری هریس (1)
- جان استاین بک (1)
- وحید برزگر قهفرخی (1)
- علیرضا نورعلیپور (1)
- احسان انصاری (1)
- علی اکبر لطیفیان (1)
- حسین صفا (1)
- انگیزشی (1)
- خلیل ذکاوت (1)
- مولانا (1)
- وحشی بافقی (1)
- سعدی (1)
- شمس لنگرودی (1)
- علی اکبری (1)
- نزار قبانی (1)
- اصغر عظیمی مهر (1)
- علی خلیلی (1)
- سیمین بهبهانی (1)
- حافظ (1)
- متن ادبی (1)
- محمد حسین بهجت تبریزی (1)
- محمد علی بهمنی (1)
- امام علی (1)
- شهریار (1)
- امام زمان (1)
- محرم (1)
- ترانه (1)
- امام خمینی (1)
- جملات زیبا (1)
- محمدرضا شفیعی کدکنی (1)
- مناجات (1)
- طنز (1)
- دلنوشته (1)
- کنکور (1)
- محمد رفیعی (1)
- حسن حسینی (1)
- عاشق اصفهانی (1)
- علی حیات بخش (1)
- امیر خسرو دهلوی (1)
- میثم رنجبر (1)
- علیرضا قزوه (1)
- نادر نادرپور (1)
- مهدی جهاندار (1)
- ونه گات (1)
- افشین یداللهی (1)
- مجید محمدی (1)
- حسین طاهری (1)
- حسین جنتی (1)
- آنتوان چخوف (1)
- نغمه مستشار نظامی (1)
- محمود اکرامی فر (1)
- نسیم سحری (1)
- ابوذر اسدالله پور (1)
- اسماعیل مومنه (1)
- امیرکیا شمشکی (1)
- شهریار بصیری (1)
- اعظم کلیابی (1)
- فاطمه قمری (1)
- رضا اسمخانی (1)
- محمد_علی_نیکومنش (1)
- صامره حبیبی (1)
- محمد ثاقبی (1)
- محمدحسین امیری (1)
- علی مقنی (1)
- عبدالرضا حسینی (1)
- شکیلا اسماعیلی (1)
- کسری بختیاری (1)
- لیلا مهذب (1)
- مه زاد رازی (1)
- کسری بختیاریان (1)
- محمدعلی پورشیخ (1)
- احمد جم (1)
- سعیده کرمانی (1)
- حامد معماری (1)
- معنی زنجانی (1)
- مشتاق_اصفهانی (1)
- مائده هاشمی (1)
- فرزین صفری (1)
- علی خان ابادی (1)
- حسن زرنقی (1)
- عطیه سادات حجتی (1)