توسط مهدیه
| جمعه ۱۴۰۵/۰۵/۰۹ | 15:9
اصلا تو با لبخند، یک حال دگر داری
خیلی برای اعتقاداتم خطر داری
دست من از دنیات کوتاه است و میبخشم
پیمان فامیلی اگر هم با تبر داری
من توی آغوشت، کنارت، باز دلتنگم
بیخود نگو از حال و احوالم خبر داری
هرجا نگاهم میکنی، گم می کنم خود را
بیش از خیالت لعنتی جان، دردسر داری!
یخ میزنم وقتی که میخوانی درِ گوشم:
"کی میشود از این خجالت دست برداری؟"
گم میکنم خود را دوباره بین بازویت
لعنت به تو، خیلی کنار من جگر داری
من مست لبهایت دگر چیزی نمیفهمم
بیش از مسکّنهای مورفینی اثر داری
چیزی نمیخواهم من از تو غیر لبخندت
اصلا تو با لبخند، یک حال دگر داری
#مریم_صفری
لنگ لنگان میروم من با خر خود شاد شاد