توسط مهدیه
| دوشنبه ۱۴۰۵/۰۸/۰۴ | 2:22
جهان در چشم تو تصویر قیچی کردن پرهاست
ولی در چشم من رقص سحرگاه ِکبوتر هاست
یکی چون من پر از آرامش بازار عطاران
یکی چون تو دلش هنگامه ی بازار مسگرهاست
من وتو هردو چوب يک درخت مهربان بودیم
شدی تابوت، اما سینه ام سربرگ ِدفتر هاست
برایم نام یوسف مژده ی آزادی از زندان
برای قلب تو یادآور زخم برادرهاست!
برایت سینمای زندگی یک صحنه ی ثابت
شبیه دشنه و پس کوچه ی تاریک قیصرهاست !
به چشمت ارزش باغم نه در گلهای شادابش
که چون بنگاه املاکی به تعداد صنوبر هاست!
در آن دنیا جهنم سهم ما هرگز نخواهد شد!
حضور ما کنار هم خودش جبران کیفرهاست !
#محمد_علی_نیکومنش
لنگ لنگان میروم من با خر خود شاد شاد