توسط مهدیه
| سه شنبه ۱۴۰۱/۰۵/۲۵ | 12:57
میان بوسه گریزان نباش از چنگم
به من ببخش که بی طاقتم که دلتنگم
شراب سرخی و من جام شیشه ای، بنگر!
که بی حضور تو از چهره می پرد رنگم
به گریه نزد تو اعجاز تازه آوردم :
دو چشمه اشک که می جوشد از دل سنگم
رقیب را چه خیالی است، خلق می دانند
که من برای تو با خویش نیز میجنگم
میان این همه رنگین کمان چشمنواز
نبین که ابر سیاهم ببین که یکرنگم
لنگ لنگان میروم من با خر خود شاد شاد