توسط مهدیه
| جمعه ۱۴۰۴/۰۶/۱۴ | 13:35
دل شکستهی ما چشم یار را نگرفت
در این حراجی دل، حیف کار ما نگرفت
به وصل هیچ امیدی دگر نخواهم داشت
که اشک واسطهام شد ولی دعا نگرفت
چه مرگبارتر از عشق های یکطرفه است؟
شرارهای که مرا سوخت در تو پا نگرفت
نشد حریف خمار غم تو ساقی نیز
که هر چه ریخت به پیمانه ام مرا نگرفت
پس از تو زنده نمیمانم، این مبالغه نیست
هزار مرتبه جان دادم و خدا نگرفت....
#محمد_عزیزی
لنگ لنگان میروم من با خر خود شاد شاد