ماه من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

چیکار کردی با یه شهر دختر جان...!

توسط مهدیه |

عبدالحسین انصاری

| یکشنبه ۱۴۰۴/۰۲/۱۴ | 7:40

زیبایی‌ات من را به یاد آن زمان انداخت
روزی که چشمت چایی‌ام را از دهان انداخت

تخم سکوت افتاده در بازار مسگرها
چشمان تو یک شهر را از آب و نان انداخت

دزدانه آمد هر سحر از بام‌تان بالا
خورشید را آن چشم‌ها از نردبان انداخت

ابرو کشیدی آهوان خسته رم کردند
بهرام در غاری خزید آرش کمان انداخت

من از قلم افتاده‌ای بودم که چشمانت
نام مرا در کوی و برزن بر زبان انداخت

هر جنگجویی که شبی مهمان چشمت شد
از ترس جانش صبح زین بر مادیان انداخت

مردان هنوز از رنج‌های ایل می‌گویند
روزی که چشمت لرزه بر اندام خان انداخت

#عبدالحسین_انصاری

مشخصات وب
ماه من لنگ لنگان میروم من با خر خود شاد شاد
میزنم من حرف حق را، هرچه بادا هرچه باد!!!
موضوعات وب
  • شعر
  • دلنوشته
  • جوک
پیوندها
  • لبخند خدا
  • ساده اما قشنگ . شعر
  • به نام خالق کهکشان ها و پرز پای مگس
  • دختر مهر
  • وبلاگ عسل
  • شنگول العلما
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • آذر ۱۴۰۱
  • آرشيو

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای ماه من محفوظ است .