توسط مهدیه
| جمعه ۱۴۰۴/۰۲/۰۵ | 10:51
هر شب برای من دو سه رویا میآوری
خورشیدی و ستاره به دنیا میآوری!
با یک پیاله آب خوش و چند پُک هوا
مثل گذشته، حال مرا جا میآوری
تنها معلّمی تو که از این همه کتاب
زنگ حساب دفتر انشا میآوری!
در آیة نخست اشارات هر شبت
«واللیل» را به خاطر لیلا میآوری!
گاهی مرا که در دل تو جا نداشتم
میخوانی و بهانهی بیجا میآوری!
با این که با اشاره به خشکیدن درخت
در بین وعده های خود «امّا» میآوری
من کودکانه منتظر سیب هستم و
هر شب دلم خوش است که فردا میآوری!
#غلامرضا_طریقی
لنگ لنگان میروم من با خر خود شاد شاد