من از تمام دختران شهر سر بودم
افسوس از بازی دنیا بیخبر بودم
از عکسهایی که به دیوار اتاقت بود
هر چند زیباتر نبودم، سادهتر بودم
هرجا کم آوردی ، کنارت بیشتر ماندم
با اینکه زن بودم ولی مرد خطر بودم
هرجا به خاکی میزدی از آن همه همراه
تنها یکی میماند ، من آن یک نفر بودم
هرجا یکی کم بود کاسه کوزههایت را
روی سر او بشکنی، آن دور و بر بودم
از دور میفهمم چه حالی! شاد یا غمگین...
اما تو چه؟! دیروز فهمیدی پکر بودم؟
از خود به تو ، از تو به غم، از غم به تنهایی...
من در تمام عمر در حال سفر بودم
من عاشقی کردم تو عادت فرق ما این بود
اهل سیاست بودی و اهل هنر بودم
ای کاش آن روزی که گفتی دوستت دارم
یا لال بودی، نه زبانم لال! کر بودم
گفتی اگر تو جای من بودی چه میکردی؟
ترکت نمیکردم عزیز من اگر بودم
برگشتی و تنهایی ام را بیشتر کردی
من هم به پایت سوختم... از بس که..!
توسط مهدیه
| پنجشنبه ۱۴۰۳/۱۲/۰۹ | 22:33
مشخصات وب
لنگ لنگان میروم من با خر خود شاد شاد میزنم من حرف حق را، هرچه بادا هرچه باد!!!
پیوندها
آرشیو وب
- بهمن ۱۴۰۴
- دی ۱۴۰۴
- آذر ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۴
- مهر ۱۴۰۴
- شهریور ۱۴۰۴
- مرداد ۱۴۰۴
- تیر ۱۴۰۴
- خرداد ۱۴۰۴
- اردیبهشت ۱۴۰۴
- فروردین ۱۴۰۴
- اسفند ۱۴۰۳
- بهمن ۱۴۰۳
- دی ۱۴۰۳
- آذر ۱۴۰۳
- آبان ۱۴۰۳
- مهر ۱۴۰۳
- تیر ۱۴۰۳
- خرداد ۱۴۰۳
- اردیبهشت ۱۴۰۳
- فروردین ۱۴۰۳
- اسفند ۱۴۰۲
- بهمن ۱۴۰۲
- دی ۱۴۰۲
- آذر ۱۴۰۲
- آبان ۱۴۰۲
- مهر ۱۴۰۲
- مرداد ۱۴۰۲
- تیر ۱۴۰۲
- خرداد ۱۴۰۲
- اردیبهشت ۱۴۰۲
- فروردین ۱۴۰۲
- اسفند ۱۴۰۱
- بهمن ۱۴۰۱
- دی ۱۴۰۱
- آذر ۱۴۰۱
- آرشيو